زندگی من احمد

خرید بک لینک
سلامفصل گرما داره میرسه و با حال و هوای خودش!چقدر میوه های تابستون گرون هستن و ادم کپ میکنه وقتی میره میوه فروشی! از هر میوهیکمی برمیدارم میرم پای صندوق میگه 400 یا 500 هزار تومن.هر قدر از گرونی بگیم کم گفتیم به نظرم مواد غذایی بیشتر خودشو نشون میده چون مصرفهمیشگی مردم هست و به چشم میاد.بچه دیروز جلوی کولر نشسته بود و باد مستقیم بهش خورد و الانم سرما خورده. احتمالا شبببریمش دکتر براش دارو بنویسه بدیم حالش زودتر خوب بشه.همچنان کبدم چرب هست و با اینکه یه سری رژیم غذایی گرفتم ولی هنوزم خوب نشدم واسه همین دو هفته پیش رفتم دکتر و مجددا رژیم غذایی گرفتم و دارم غذای سالم میخورم.برنج و به شدت کم کردم روغن و شکر و نوشیدنی یخ کامل قطع شده حالا دو سه ماهی باهمینفرمون میرم جلو و مجددا میرم ازمایش میدم انشا.. که این فداکاری ها نتیجه داشته باشهخیلی سخته از این همه غذاهای خوشمزه چشم پوشی کنی و همه اش کاهو و سبزی و ...روبخوری ولی خوب چاره ای هم نیس.ساعت کاری شده ساعت 6 صبح و واسه منه خوشخواب واقعاااا خیلی سخته که اون ساعت بیداربشم و سرکار برم و شبها جنازه ام میفته از کم خوابی.جونشون درمیاد اگه پنجشنبه ما رو هم تعطیل کنن بزارن یه نفسی بکشیم. واقعا یه روز تعطیل درهفته خیلییی کمه.کار ساخت ساختمونی که میخوایم به صورت شریکی بسازیم یواش یواش داره به شروعش نزدیکمیشه و فکر کنم تو پست بعدی دیگه جوازش صادر شده باشه.قطعا خیلی داستان و کار بابتش برامون به وجود میاد ولی در نهایت نتیجه خوبی برامون خواهدداشتفعلا بریم رو به جلو ببینیم چی پیش میاد... زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 20 خرداد 1403 ساعت: 15:49

سلامخیلی وقت بود سفر 1 هفتـــــــه ای نرفته بودیم البته خیلی فشرده بود و هر شب یک شهربودیم. از بروجرد شروع کردیم و بعدش ابادان و اهواز و دزفول و اندیمشک و شوش و خرم اباداخرش هم یکمی اراک! البته بسیار سفر خوب و خاطره انگیزی بود و خیلی اثار تاریخی و طبیعت خیلی قشنگ رو دیدیم و 5شنبه رسیدیم خونه. واقعا هم راه خیلی زیاد بود ونزدیک 2500 کیلومتر رانندگی کردمهمیشه از دیدن اثار تاریخی لذت میبرم و وقتی سنگ نوشته های کاخ اپادانا رو از نزدیک میدیدمکلی برام جذاب بود البته از طبیعت قشنگ لرستان هم نمیشه گذشت.اونجا که بودم که مریض نشدم ولی نمیدونم چرا الان گلو درد دارم.بعد از یک هفته مسافرت روز اول سرکار خیلی سخت نبود.کم کم کارهای صدور مجوز ساخت خونه ای که میخوایم بسازیم داره اماده میشه و امسال کلیدرگیر کارش خواهیم شد. با مستاجر خودم صحبت کردم و یک سال دیگه تمدید میکنم.حالا باید با صاحب خونه ی خودمم تماس بگیرم ببینم چقدر میخواد اضافه کنه.میخواستم موتور و ماشینم رو عوض کنم ولی به خاطر همین بحث ساخت و ساز فعلا دست نگهداشتم چون فعلا پول لازم دارم برای شروع کارمون.برای کبدم دارم پیگیری میکنم ببینم علت بالا بودن انزیم ها کبدی ام چیه ولی با همسرم میخوایمبریم تو فاز رژیم غذایی.اگه بتونیم همت کنیم غذاهای مضر و کلا حذف کنیم و بریم سمت گیاه خواری و اب پز احتمالا کلاخوب بشم.هر چند روزهای اولش قطعا خیلییی سخت میگذره و تجربه اش داشتم ادم هر طوری غذا بخوره همونطور عادت میکنه.حالا ببینم چی قسمت میشه... زندگی من احمد...

ما را در سایت زندگی من احمد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1403 ساعت: 15:17

صفحه بندی